گیلان و توریست
بر همه واضح است که استان اول ایران گیلان ، دارای نعمات و مواهب طبیعی از جمله برنج – گندم – چای و زیتون – توتون و مرکبات و ماهی و ابریشم و غیره می باشد و در زمینه صنعت کارخانجات بسیار مطرح در سطح ایران و خاورمیانه داشته تاکنون با نوع مدیریت ضعیف استانی جز خاطره ای از آنها چیزی نمانده و همه بیکار شدند و فرزندان این کارگران فقط بار خاطراتش را به دوش می کشند .
اما بحث من این نیست ، بلکه می خواهم بگویم که این استان در بحث توریسم و جهانگردی و ایرانگردی نیز حرفهای بسیاری برای گفتن دارد ، آب و هوای مطلوب ، آثار و بناهای تاریخی ، ییلاقات بکر و آب های معدنی و سوغات های ناب نیز از دیگر مواهب این استان است .
لذا از مسئولان استان خواسته می شود که با گماردن مدیران بومی و دلسوز که محصول و خانواده همان استان هستند به عنوان مسئولان درون استانی گمارده شوند . تا علاوه بر اینکه سوء تفاهمات برداشته شود . رضایتمندی کلی نیز شامل آن شود . مواردی که باید تذکر دهم ، عدم شناخت مردم عزیزمان به مسائل مربوط به سیر و سفر و گردش است تا استان گیلان را به این روز انداخته تا اکنون فضای توریستی آن به یک اشغال دانی بزرگ تبدیل گشته است .
تمهیدات چیست ؟
به نظرم به جای طرح های کوتاه مدت و نگاه از بالا به پائین، از پائین به بالا نگاه کنیم و از افراد بومی استفاده بیشتری کنیم ، حتی به عنوان همکار گروههای جهانگردی و به مردم بومی مسئولیت کارها داده شده و توضیح لازمه و آموزش آن انجام شود .
ستاد تحت عنوان پیش منابع طبیعی تا به دهن کجی برخی از مسافران بی فرهنگ که به استان ما می آیند و منابعی که یادگار اجداد ما گیلانی هاست را به باد می دهند و با خاطره ی خوش می روند و در اولین فرصت دوباره خود را می رسانند با افراد بیشتر . از این مسافران سودی عاید استان نشود که توریست به درد ما نمی خورد . چون دیگر به عنوان یک صنعت نمی تواند از آن نام برد .
مواردی که مشاهده شده را می گویم :
1- اکثر مسافران تا خود را می رسانند شبها را در پارکهای مرکز استان که اکنون کلان شهر شده است می خوابند و صبح ها به مقصد خود می روند ، آن ها با وضعیتی نه چندان مطلوب از لحاظ پوشش .
2- مواد غذایی و پوست میوه ها و بطری ها را در پارکها ریخته که هر روز کارگران فضای سبز و شهرداری با زحمت فراوان جمع می کنند ، اما باز روز از نو و روزی از نو ، لباسهای خود را پهن می کنند تا خشک شود . صبحها در پارک مردم بومی در حال ورزش هستند اما مسافران در خواب ناز یا کشیدن سیگار و قلیان ، کی جا دارد که رسیدگی شود .
دادن تذکرات کتبی و شفاهی :
و نکته دیگر و مهم این است تا بعد از استان تهران به لحاظ تراکم ما دوم هستیم و مشکل ترافیک شهری حل نشده پس چگونه است که روز به روز بر مهاجرت ها به این استان زیاد شده ، در صورتی که مردم خود استان از مشکل بی کاری در رنج هستند .
زمین ها را به غیر گیلانی نفروشیم ، زیرا علاوه بر ایجاد خورده فرهنگ و درگیری های درونی موجب تراکم زیاد می شود و فضای زندگی و امید زندگی کاهش می یابد .
این استان افراد زیادی را مورد پذیرایی قرار داده و تا بعد از اینکه به نان و نوایی رسیدن به جای عرق به جایی که نان در آوردند ، به آنها روزی داده به آن در پاره ای بی مهری کرده و قدر آن را نمی دانند .
دیگر بس است پذیرش مهاجر – کم نبودند افرادی که از خلخال و اردبیل برای بنائی و ساخت و ساز یا از زنجان برای نانوایی، و طالقانی ها و کردها و خمینی ها و ..... اما دیگر ظرفیت تمام شده است .
استان از یک دستی خارج شده و این افراد تازه به پا خواسته برای رسیدن به خواسته های خود علاوه بر مردم بومی خواسته هایی دارند که با توجه به قدمت این استان کر به جایی نمی برند .
به هر حال در پایان بگوییم فرهنگ والای گیلان پذیرای خیلی از مردم از اقوام مختلف بوده است و آنها را در درون خود هضم کرده و پویایی و پیشروی خود را دارد . سرزمینی که یاد آور دلیر مردان دیلمی تا فرهنگ ساز و صادر کننده فرهنگ بوده است و زمانی بر تمام ایران تا نظامیه بغداد حکم می راندند پس این کهن سرزمین را قدر بدانیم . هنوز صدای گام سوارانش به گوش می رسد و سپید رود زیبا هنوز گذشته را به یاد می آورد.

